غزل ( ترا من دوست می دارم ):
ترا من دوست می دارم نمی دانم تو میدانی
به چشمانم چنین عشقی نمی دانم تو میخوانی
به هرجاچشم می دوزم تو پیدائی و من شیدا
چرا با این دل شیدا نمی دانم نمی مانی
وشاید من نمی دانم که تو عاشق تر از مائی
مرا هی می کشی سویت وگاهی هم که می رانی
منم شیدا توئی لیلا جنون هر دوتا پیدا
به دستت دل تو میرانی به چشمت دیده می خوانی
اگرمجنون هر گویم پریشان دو ابرویم
به ابروئی زنی آتش بدان ابرو توبنشانی
مرا باتوست پیوندی سخن گوته کنم چندی
وگر رانی وگرخوانی درون دل تو می مانی
نظرات شما عزیزان:
برچسبها: غزلیات