غزل (شیدا شده بودی):
دوشینه عجب ناز و دلارا شده بودی
از ماه فریبا تر و زیبا شده بودی
صد چشم دوان در پی خود کرده مهیا
خود باعث این محشر کبرا شده بودی
هرچند مرا دیده و دل بر تو بر افتاد
چون من تو هم آشفته و شیدا شده بودی
در شهر اگر شهره شدم من به جنونت
ولله تو هم شهره به لیلا شده بودی
نازی که بری دیده و دل دست من ای ناز
بی ناز بر دیده و دل جا شده بودی
ای کاش سحر جلوه نمی کرد در این شب
دوشینه در آن بزم تو پیدا شده بودی
نظرات شما عزیزان:
برچسبها: غزلیات